عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
152
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
تو در اداى حقّ برادرت بكوش و مبادا از خود كوتاهى بخرج دهى به جهت آنكه او كوتاهى كرده است 57 إيّاك أن تخرج صديقك إخراجا يخرجه عن مودّتك و أستبق له من أنسك موضعا يثق بالرّجوع إليه : بر تو باد بدورى از اين كه دوستت را بطورى از خودت برنجانى و برانى كه او را از دوستيت بيرون كند و تو بايد از محبّت خود جائى براى او باقى بگذارى كه در برگشت بسوى تو تكيهگاهش به آن باشد . 58 إيّاك أن تهمل حقّ أخيك إتّكالا على ما بينك و بينه فليس لك بأخ من أضعت حقهّ : بر تو باد بدورى از اين كه حقّ برادرت را رها كنى باتّكاء آنچه كه بين تو و او از دوستى است زيرا كه نيست برادر تو آن كس كه ضايع كرده باشى حق او را 59 إيّاك أن توحش موادّك وحشة تفضى به إلى إختياره البعد عنك و إيثار الفرقة منك : بر تو باد بدورى از اين كه دوستت را طورى از خودت برنجانى كه او را ناگزير كنى از تو دورى گزيند و جدائى نمايد . 60 إيّاك و التّغاير فى غير موضعه فإنّ ذلك يدعو الصّحيحة إلى السّقم و البريئة إلى الرّيب : بر تو باد بدورى از اين كه بى جا غيرت بورزى پس بدرستى كه اين وامى دارد نفس سالم و تندرست را بر بيمارى و آسوده را بر آشفتگى و اضطراب . 61 إيّاك أن تتخيّر لنفسك فإنّ اكثر النّجح فيما لا يحتسب : بر تو باد بدورى از اين كه از براى خود چيزى را بر گزينى در صورتى كه بيشتر نجاح و رستگارى در خيرى است كه به حساب نيامده باشد ( يعنى اعتماد مكن بر اختيار و برگزيدن خود ) 62 إيّاك و صحبة من ألهاك و أغراك فإنهّ يخذلك و يوبقك : بر تو باد بدورى از رفاقت با كسى كه تو را ببازى وادارد و فريب دهد زيرا كه او تو را بخوارى و هلاكت مى كشاند . 63 إيّاك أن يفقدك ربّك عند طاعته أو يراك عند معصيته فيمقتك : بر تو باد بدورى از اين كه پروردگارت تو را بگاه طاعتش نه بيند و يا بهنگام معصيتش به بيند پس دشمن گردد مر ترا 64 إيّاك و النّفاق فإنّ ذا الوجهين لا يكون وجيها عند اللّه : بر تو باد بدورى از دو روئى